الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
331
الغدير ( فارسي )
باز ايستد و زبان از كينه ورزى وى در كام كشد و - چنانچه در « شرح ابن ابى الحديد » ج 4 ص 187 آمده - بر ابو قتاده خشم مىگيرد كه چرا كار خالد را ناپسند شمرده است . ما در بررسى پيرامون اين چشمانداز به همين بسنده مىكنيم كه روى خوانندگان را به سوى آن بگردانيم بىآنكه بخواهيم آنان را تا پايان راه ببريم و آنچه را در دورترين مرزها به چشم مىخورد بنمائيم زيرا گمان نداريم پرت بودن هيچ كدام از آن دو بهانه بر كسى پوشيده باشد ، آيا هيچ آئينشناسى در ميان مسلمانان هست كه نداند آن تبهكارى سهمناك كه مردم را به تيره ترين روزها نشاند تأويل و اجتهاد ( 1 ) بر نمىدارد و هر كس كه آنچه را بايستهء وى بوده انجام نداده به آسانى نمىتواند گناهانش را در پشت اين دو پرده و مانندههاى آن بپوشاند و بزهكارىهايش را نيكو بنمايد و از زير كيفرهائى كه بايد بچشد در برود و بىهيچ بازخواستى به رايگان خونها بريزد و ريختن آبروى آزاده زنان را روا شناخته فرمان خداوند را دربارهء جانها و آبروها و دارائىها بشكند ، و كسى هم كه با لاف اجتهاد و تأويل ( 2 ) نابكارى نمايد داور از وى نمىپذيرد ، چنانچه قدامة پسر مظعون براى باده گسارىاش همين بهانه را آورد ولى عمر نپذيرفته وى را كيفر داد و تازيانه زد كه داستان آن در « سنن بيهقى » ج 8 ص 316 و ديگر جاها آمده است . ابن ابى شيبه و ابن منذر از زبان محارب پسر دثار آوردهاند كه گروهى از ياران پيامبر - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - در سرزمين شام باده گسارى كردند و گفتند پشتگرمى ما به گفتار خداى است كه : كسانى كه به اين كيش گرويدند و كارهاى شايسته كردند هر چه بخورند بر ايشان گناهى نيست ( 3 ) تا پايان آيه ولى عمر ايشان را كيفر كرد ( 4 )
--> ( 1 ) روشنگرى اين دو واژه در ص 329 سطر 7 تا 10 گذشت . ( 2 ) روشنگرى اين دو واژه در ص 329 سطر 7 تا 10 گذشت . ( 3 ) سورهء 5 آيهء 95 ( 4 ) ن : « الدر المنثور » ج 2 ص 321